فرهنگ آریان‌پور

کسل‌ کننده

#۱۵۹٬۸۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

prosaic

خالى از لطف، کسل کننده، وابسته به نثر، نثرى

۲

tedious

ملالت آور، خسته کننده، کسل کننده، کج خلق، ناراضى uninspired

۳

arid

خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت

۴

dull

کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن

۵

slow

آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن

۶

stupid

کند ذهن، نفهم، گیج، احمق، خنگ، دبنگ

۷

humdrum

آدم کودن، یکنواختى، ملالت، مبتذل