فرهنگ آریانپور
کسل کننده
#۱۵۹٬۸۴۹
prosaic
خالى از لطف، کسل کننده، وابسته به نثر، نثرى
tedious
ملالت آور، خسته کننده، کسل کننده، کج خلق، ناراضى uninspired
arid
خشک، بایر، لم یزرع، خالى، بیمزه، بیروح، بى لطافت
dull
کند، راکد، کودن، گرفته، متاثر، کند کردن
slow
آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن
stupid
کند ذهن، نفهم، گیج، احمق، خنگ، دبنگ
humdrum
آدم کودن، یکنواختى، ملالت، مبتذل