فرهنگ آریان‌پور

کسل

#۱۵۹٬۸۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

weary

بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن

۲

woozy

بیمار، کسل، گیج و منگ

۳

sickish

کمى ناخوش، کسل، تا اندازه اى تهوع آور

۴

exanimate

بیجان، بیروح، مرده، جامد، (مجازى) دل مرده و بى روح، کسل

۵

ropy

طنابى شکل

۶

poorly

فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor

۷

languid

سست، ضعیف، بى حال، آهسته، خمار