فرهنگ آریانپور
کسل
#۱۵۹٬۸۴۶
weary
بیزار، خسته، مانده، کسل، بیزار کردن، کسل شدن
woozy
بیمار، کسل، گیج و منگ
sickish
کمى ناخوش، کسل، تا اندازه اى تهوع آور
exanimate
بیجان، بیروح، مرده، جامد، (مجازى) دل مرده و بى روح، کسل
ropy
طنابى شکل
poorly
فقیر، مسکین، بینوا، بى پول، مستمند، معدود، ناچیز، پست، نامرغوب، دون poor
languid
سست، ضعیف، بى حال، آهسته، خمار