فرهنگ آریانپور
کسری
#۱۵۹٬۸۳۹
shortage
کسرى، کمبود shortfall
fractional
کسرى، کوچک
lack
نبودن، نداشتن، احتیاج، فقدان، کسرى، فاقد بودن، ناقص بودن، کم داشتن
aliquot
(ریاضى) عاد کننده، به دو قسمت مساوى تقسیم کردن، کسرى (fractional)
leakage
تراوش، نشت، چکه، کمبود، کسر، کسرى، فاش شدگى (اسرار)، مقدارى که معمولاً براى کسرى در اثر نشتى درنظر مى گیرند
want
خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى