فرهنگ آریان‌پور

کسری

#۱۵۹٬۸۳۹

معنی‌های انگلیسی
۱

shortage

کسرى، کمبود shortfall

۲

fractional

کسرى، کوچک

۳

lack

نبودن، نداشتن، احتیاج، فقدان، کسرى، فاقد بودن، ناقص بودن، کم داشتن

۴

aliquot

(ریاضى) عاد کننده، به دو قسمت مساوى تقسیم کردن، کسرى (fractional)

۵

leakage

تراوش، نشت، چکه، کمبود، کسر، کسرى، فاش شدگى (اسرار)، مقدارى که معمولاً براى کسرى در اثر نشتى درنظر مى گیرند

۶

want

خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى