فرهنگ آریان‌پور

کسر کردن

#۱۵۹٬۸۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

defalcate

کسر کردن (ازپول یا حساب)، اختلاس کردن، دستبرد زدن (به پول)

۲

mute

گنگ، لال، بى صدا، بى زبان، صامت، کسر کردن، خفه کردن

۳

deduct

کم کردن، کسر کردن، وضع کردن

۴

detract

کاستن، کاهیدن، کم کردن، کسر کردن، گرفتن

۵

subduct

کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن

۶

derogate

باطل کردن، فسخ کردن (قسمتى از چیزى را)، کسر کردن، تخفیف دادن، کاستن، عمل موهن انجام دادن

۷

write off

حذف، کسر کردن، سوخت شده، محسوب کردن

۸

cut

(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف

۹

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن