فرهنگ آریانپور
کسر کردن
#۱۵۹٬۸۱۵
defalcate
کسر کردن (ازپول یا حساب)، اختلاس کردن، دستبرد زدن (به پول)
mute
گنگ، لال، بى صدا، بى زبان، صامت، کسر کردن، خفه کردن
deduct
کم کردن، کسر کردن، وضع کردن
detract
کاستن، کاهیدن، کم کردن، کسر کردن، گرفتن
subduct
کشیدن، بیرون بردن، ربودن، تفریق کردن، کسر کردن
derogate
باطل کردن، فسخ کردن (قسمتى از چیزى را)، کسر کردن، تخفیف دادن، کاستن، عمل موهن انجام دادن
write off
حذف، کسر کردن، سوخت شده، محسوب کردن
cut
(past: cut ; past participle: cut) ـ بریدن، بریدگى، بریده، تقلیل دادن، گسیختن، گسستن، چیدن، زدن، پاره کردن، قطع کردن، کم کردن، تراش دادن (الماس و غیره)، عبور کردن، گذاشتن، برش، چاک، شکاف، معبر، کانال، جوى، تخفیف
take
(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن