فرهنگ آریان‌پور

کسر

#۱۵۹٬۷۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fraction

کسر، شکستن، شکستگى، ترک خوردگى، شکاف، برخه، کسر (کسور)، بخش قسمت، تبدیل به کسر متعارفى کردن، به قسمت هاى کوچک تقسیم کردن fraction حساب‌

۲

deduction

کسر، وضع، استنتاج، نتیجه گیرى، استنباط، پى بردن از کل به جزء یا از علت به معلول، قیاس

۳

under

زیر، درزیر، تحت، پایین تراز، کمتر از، تحت تسلط، مخفى در زیر، کسرى دار، کسر، زیرین under shortfall

۴

deficit

کمبود، کسر، کسر عمل، کسر درآمد

۵

deficiency

نقص، کمى، کمبود، کسر، ناکارآیى

۶

detraction

بدگویى، افترا، کاهش، کسر شان، کسر

۷

diminution

کاهش، کسر، تقلیل، کم شدگى، تحقیر