فرهنگ آریان‌پور

کسب‌ کردن

#۱۵۹٬۷۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

gain

سود، منفعت، نفع، صرفه، استفاده، افزایش، به دست آوردن، سود بردن، فایده بردن، پیدا کردن، کسب کردن، باز یافتن، نائل شدن، پیشرفتن، بهبودى یافتن، رسیدن، زیاد شدن، بهره تقویت، حصول

۲

get

(past: got ; past participle: got, gotten) ـ تحصیل شده، کسب کرده، به دست آمده، فرزند، به دست آوردن، فراهم کردن، حاصل کردن، تحصیل کردن، تهیه کردن، فهمیدن، رسیدن، عادت کردن، ربودن، فائق آمدن، زدن، (در مورد جانوران) زایش، تولد

۳

net

تور، تورى، دام، شبکه، تار عنکبوت، تور ماهى گیرى و امثال آن، خالص، ویژه، خرج دررفته، اساسى، اصلى، به دام افکندن، با تور گرفتن، شبکه دار کردن، به تور انداختن

۴

win

(past: won ; past participle: won) ـ بردن، پیروز شدن، فاتح شدن، غلبه یافتن بر، به دست آوردن، تحصیل کردن، فتح، پیروزى، برد

۵

earn

تحصیل کردن، کسب معاش کردن، به دست آوردن، دخل کردن، درآمد داشتن

۶

make

(past: made ; past participle: made) ـ ساختن، به وجود آوردن، درست کردن، تصنیف کردن، خلق کردن، باعث شدن، وادار یا مجبور کردن، تاسیس کردن، گائیدن، ساختمان، ساخت، سرشت، نظیر، شبیه

۷

obtain

به دست آوردن، فراهم کردن، گرفتن

۸

realize

واقعى کردن، درک کردن، فهمیدن، دریافتن، تحقق یافتن، نقد کردن، تحقق بخشیدن، پى بردن