فرهنگ آریان‌پور

کژینه

#۱۵۹٬۷۳۶

معنی‌های انگلیسی
۱

inclined

خم کردن، کج کردن، متمایل شدن، مستعد شدن، سرازیر کردن، شیب دادن، متمایل کردن، شیب