فرهنگ آریانپور
کژ
#۱۵۹٬۶۶۵
floss
کج، کژ، ابریشم خام، نخاله ابریشم
bent
(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend
silk
ابریشم، نخ ابریشم، نخ ابریشم مخصوص طراحى، پارچه ابریشمى، لباس ابریشمى
crooked
ناراست، کج، نادرست
diagonal
قطرى، مورب، اریب، دوگوشه، قاطع دو زاویه، قطر
circuitous
غیرمستقیم