فرهنگ آریان‌پور

کژ

#۱۵۹٬۶۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

floss

کج، کژ، ابریشم خام، نخاله ابریشم

۲

bent

(past: bent ; past participle: bent) ـ خمیدن، خمش، زانویه، خمیدگى، شرایط خمیدگى، زانویى، گیره، خم کردن، کج کردن، منحرف کردن، تعظیم کردن، دولا کردن، کوشش کردن، بذل مساعى کردن bend

۳

silk

ابریشم، نخ ابریشم، نخ ابریشم مخصوص طراحى، پارچه ابریشمى، لباس ابریشمى

۴

crooked

ناراست، کج، نادرست

۵

diagonal

قطرى، مورب، اریب، دوگوشه، قاطع دو زاویه، قطر

۶

circuitous

غیرمستقیم