فرهنگ آریانپور
کز کردن
#۱۵۹٬۶۵۵
cower
از ترس دولاشدن، چندک زدن
crouch
دولا شدن، قوز کردن (از ترس و سرما)
huddle
روى هم ریختن، روى هم انباشتن، ناقص انجام دادن، ازدحام کردن، مخفى کردن، درهم ریختگى، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه
scrunch
صداى به هم خوردن چیزى (مثل صداى سنگریزه)، درهم شکستن، به هم فشردن، مچاله کردن، منقبض کردن