فرهنگ آریان‌پور

کریشک

#۱۵۹٬۶۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

pit

چال، چال دار کردن، گودال، حفره، چاله، سیاه چال، هسته آلبالو و گیلاس و غیره، به رقابت واداشتن، هسته میوه را درآوردن، در گود مبارزه قرار دادن

۲

cave

غار، کاو، مجوف، مقعر، مجوف کردن، در غار جا دادن، حفر کردن، فرو ریختن

۳

chicken

جوجه مرغ، پرنده کوچک، بچه، مرد جوان، ناآزموده، (زبان عامیانه) ترسو، کمرو