فرهنگ آریانپور
کره
#۱۵۹٬۴۹۸
butter
کره، روغن، روغن زرد، کره مالیدن روى، چاپلوسى کردن
sphere
کره، گوى، جسم کروى، فلک، گردون، دایره، محیط، مرتبه، حدود فعالیت، دایره معلومات، احاطه کردن، به صورت کره درآوردن
butterfat
کره، روغن شیر، سرشیر
Korea
کشور کره
orb
جسم کروى، گوى، عالم، احاطه کردن، به دور چیزى گشتن، به دور مدار معینى گشتن، کروى شدن
moon
ماه، مهتاب، سرگردان بودن، آواره بودن، ماه زده شدن، دیوانه کردن، بیهوده وقت گذراندن
spread
(past: spread ; past participle: spread) ـ پخش کردن، گستردن، فرش کردن، گسترش یافتن، منتشر شدن، بسط و توسعه یافتن، گسترش، وسعت، شیوع، پهن کردن، پهن شدن
stratum
لایه، چینه، طبقه، پایه، رتبه، طبقه نسج سلولى، قشر جمهوری
offspring
زادو ولد، فرزند، اولاد، مبدا، منشا
youngling
جوانه (در گیاهان)، جوانک، مبتدى
shortening
کوتاه کردن، مختصر کردن، کاستن جو شناسی