فرهنگ آریان‌پور

کرم مانند

#۱۵۹٬۴۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

vermicular

کرم مانند (در حرکت و شکل)، کرمى

۲

wormy

(جانور شناسى) کرم دار، کرم مانند، کرم خورده

۳

vermian

کرمى، کرم مانند، مربوط به کرم

۴

vermiform

(معنى مجازى) کرمى، شبیه کرم، کرم وار، کرم مانند