فرهنگ آریان‌پور

امضا کردن

#۱۵٬۹۴۵

معنی‌های انگلیسی
۱

endorse

پشت نویس کردن، ظهرنویسى کردن، درپشت سند نوشتن، امضا کردن، صحه گذاردن

۲

underwrite

(past: underwrote ; past participle: underwritten) ـ در زیر سندى نوشتن، امضا کردن، تعهد کردن

۳

sign

نشان، نشانه، علامت، اثر، صورت، آیت، تابلو، اعلان، امضاء کردن، امضاء، نشان گذاشتن، اشاره کردن

۴

autograph

دستخط خود مصنف، خط یا امضاى خود شخص، دستخط نوشتن، از روى دستخطى رونویسى کردن (مثل عکس)، توشیح کردن