فرهنگ آریانپور
امضا کردن
#۱۵٬۹۴۵
endorse
پشت نویس کردن، ظهرنویسى کردن، درپشت سند نوشتن، امضا کردن، صحه گذاردن
underwrite
(past: underwrote ; past participle: underwritten) ـ در زیر سندى نوشتن، امضا کردن، تعهد کردن
sign
نشان، نشانه، علامت، اثر، صورت، آیت، تابلو، اعلان، امضاء کردن، امضاء، نشان گذاشتن، اشاره کردن
autograph
دستخط خود مصنف، خط یا امضاى خود شخص، دستخط نوشتن، از روى دستخطى رونویسى کردن (مثل عکس)، توشیح کردن