فرهنگ آریانپور
کرم خورده
#۱۵۹٬۴۰۴
grubby
کرم خورده، کرمو، کثیف، شلخته
vermiculate
کرم خورده، داراى خطوط موجى، موجدار
worm eaten
کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش
wormy
(جانور شناسى) کرم دار، کرم مانند، کرم خورده
carious
پوسیده، کرم خورده