فرهنگ آریان‌پور

کرم خورده

#۱۵۹٬۴۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

grubby

کرم خورده، کرمو، کثیف، شلخته

۲

vermiculate

کرم خورده، داراى خطوط موجى، موجدار

۳

worm eaten

کرم خورده، سوراخ شده، فاسد شده (به وسیله کرم)، کهنه، سالخورده، پیر، کهنسال، بى ارزش

۴

wormy

(جانور شناسى) کرم دار، کرم مانند، کرم خورده

۵

carious

پوسیده، کرم خورده