فرهنگ آریانپور
کرم حشره
#۱۵۹٬۳۸۸
grub
کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن
maggot
کرم حشره، کرم پنیر، خرمگس، وسواس
larva
کرم، کرم حشره، نوزاد حشره، لیسه
caterpillar
کرم صدپا، تراکتور زنجیرى، به شکل کرم صد پا حرکت کردن