فرهنگ آریان‌پور

کرم حشره

#۱۵۹٬۳۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

grub

کرم حشره، نوزاد، بچه مگس، زحمتکش، (زبان عامیانه) خوراک، خواربار، کوتوله، مزدور، نویسنده مزدور، زمین کندن، جستجو کردن، جان کندن، از ریشه کندن یا درآوردن، قلع کردن، (مجازى) از کتاب استخراج کردن، خوردن، غذا دادن

۲

maggot

کرم حشره، کرم پنیر، خرمگس، وسواس

۳

larva

کرم، کرم حشره، نوزاد حشره، لیسه

۴

caterpillar

کرم صدپا، تراکتور زنجیرى، به شکل کرم صد پا حرکت کردن