فرهنگ آریان‌پور

امساک کردن

#۱۵٬۹۳۸

معنی‌های انگلیسی
۱

scrimp

قلیل، اندک، ناچیز، نحیف، تقلیل دادن، امساک کردن، خست کردن

۲

forbear

(past: forbore ; past participle: forborne) ـ احتراز کردن، امساک کردن، خوددارى کردن از، صرف نظر کردن، گذشتن از، اجتناب کردن از، گذشت کردن (forebear =) ـ (معمولاً به صورت جمع) نیا، اجداد، جد اعلى

۳

save

نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که

۴

economize

صرفه جویى کردن، رعایت اقتصاد کردن