فرهنگ آریان‌پور

کرکی کردن

#۱۵۹٬۳۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fuzz

کرک، پرز، ریش تازه جوان، کرکى شدن، ریش ریش شدن، کرکى کردن، پرزدار کردن، مست کردن، گیج کردن