فرهنگ آریان‌پور

امساک

#۱۵٬۹۳۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flinch

شانه خالى کردن، به خود پیچیدن، دریغ داشتن، مضایقه کردن، مضایقه، امساک

۲

parsimony

خست، امساک، صرفه جویى، کم خرجى

۳

forbearance

خوددارى، شکیبایى، تحمل، امساک، مدارا

۴

saving

نجات دادن، رهایى بخشیدن، نگاه داشتن، اندوختن، پس انداز کردن، فقط بجز، بجز این که save

۵

thrift

صرفه جویى، خانه دارى، عقل معاش thriftiness

۶

economy

اقتصاد، صرفه جویى، علم اقتصاد