کرک
#۱۵۹٬۳۱۸
fuzz
کرک، پرز، ریش تازه جوان، کرکى شدن، ریش ریش شدن، کرکى کردن، پرزدار کردن، مست کردن، گیج کردن
fluff
کرک، خواب پارچه، مو هاى نرم و کوتاه اطراف لب و گونه، کرکدار شدن، نرم کردن، اشتباه کردن، خبط کردن، پف، باد کردگى
down
پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)
lint
پارچه زخم بندى، کهنه، لیف کتان، (علوم نظامى) فتیله، ضایعات پنبه، کرک، پرز
pile
کپه، توده، کومه، مقدار زیاد، کرک، یک تارموى، خواب پارچه، پارچه خزنما، ستون، ستون لنگرگاه، ستون پل، سد، موج شکن، توده کردن، کومه کردن، اندوختن، پرز قالى و غیره
wool
(wooled =) ـ پشم، جامه پشمى، نخ پشم، کرک، مو
pubes
موى زهار، موى شرمگاه، ناحیه زهار یا عانه، شرمگاه، کرک، پوشیدگى از کرک
hair
مو، موى سر، زلف، گیسو
fleece
پشم گوسفند و جانوران دیگر، پارچه خوابدار، خواب پارچه، پشم چیدن از، چاپیدن، گوش بریدن، سروکیسه کردن