فرهنگ آریان‌پور

امریه

#۱۵٬۹۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hest

(ک.) امر، فرمان، امریه، وعده

۲

order

راسته، دسته، طبقه، زمره، صنف، آئین و مراسم، فرقه یا جماعت مذهبى، گروه خاصى، انجمن، دسته اجتماعى، سامان، نظم، انتظام، آرایش، رسم، آئین، مقام، مرتبه، سبک، طرز، مرحله، نوع، دستور، امر، درمان، امریه، فرمایش، حواله، برات دستور دادن، منظم کردن، سفارش دادن، تنظیم کردن، ترتیب، رتبه، سفارش، مرتب کردن

۳

precept

حکم، امر، فرمان، امریه، خطابه، مقررات، نظامنامه، پند، قاعده اخلاقى

۴

directive

رهنمود، دستور دهنده، متضمن دستور، امریه

۵

prescript

مقرر شده، امر صادر شده، تجویز شده، امریه

۶

prescription

صدور فرمان، امریه، نسخه نویسى، تجویز، نسخه

۷

letter missive

امر نامه، اجازه نامه، ابلاغیه، امریه

۸

command

فرمان، فرمایش، سرکردگى، فرماندهى، فرمان دادن، حکم کردن، امر کردن