فرهنگ آریان‌پور

کرده - رشد -

#۱۵۹٬۲۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

grown

(past: grew ; past participle: grown) ـ رستن، روئیدن، رشد کردن، سبز شدن، بزرگ شدن، زیاد شدن، ترقى کردن، شدن، گشتن، رویانیدن، کاشتن