فرهنگ آریانپور
کرده - باد -
#۱۵۹٬۲۵۷
baggy
باد کرده، شل، ول، کیسه اى متورم، قلنبه
puffy
پف کردن، باد کرده، باد دار
tumid
(tumescent =) ـ باد کرده، آماس کرده، آماسیده، ورم کرده، متورم، ورقلنبیده، پر آب و تاب، مطنطن
padded
دفترچه یادداشت، لایى، لایى گذاشتن، جاده، معبر، دزد پیاده، اسب راهوار، پیاده سفر کردن، قدم زدن، زیر پالگد کردن، صداى پا، تشک، هر چیز نرم، لایه، پشتى، آب خشک کن، مرکب خشک کن، بالسشتک زخم بندى، با آب و تاب گفتن، لفاف کردن، با لایه نرم یا بالشتک پوشاندن pad
billowy
مواج، موج مانند، باد کرده
bouffant
باد کرده، برآمده، پف کرده
inflated
باد کرده، پف کرده، متورم، باد در استین انداخته، مغرور، بالا برده
protuberant
برآمده، متورم، باد کرده
bunged up
باد کرده، بسته، قى گرفته