واژههای فارسی←کرده - ازدحام -فرهنگ آریانپورکرده - ازدحام -#۱۵۹٬۲۵۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱knottedگره دار، برآمده، غلنبه، سفت، دشوار، جمع شده، ازدحام کرده، کلاله دار، منگوله دارواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر