واژههای فارسی←کردنی - عمل -فرهنگ آریانپورکردنی - عمل -#۱۵۹٬۲۱۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱operableعمل کردنى، عملى، (پزشکى) قابل علاج و درمان، عمل پذیر، دایرواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر