فرهنگ آریانپور
کردنی
#۱۵۹٬۱۵۹
doable
کردنى، شدنى
operable
عمل کردنى، عملى، (پزشکى) قابل علاج و درمان، عمل پذیر، دایر
workable
کارکن، عملى، قابل اعمال، کار کردنى
licit
مشروع، حلال، قانونى، روا، مجاز، حراج، فروش از طریق مزایده
feasible
امکان پذیر، شدنى، عملى، میسر، ممکن، محتمل
practical
عملاً، درعمل، تقریبا، درواقع، در معنى، مى توان گفت