فرهنگ آریان‌پور

کردن به - سرکشی -

#۱۵۸٬۹۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

oversee

(past: oversaw ; past participle: overseen) ـ سرکشى کردن به، مباشرت کردن بر، سرپرستى کردن