واژههای فارسی←کردن بر - نظارت -فرهنگ آریانپورکردن بر - نظارت -#۱۵۸٬۹۴۸شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱superintendریاست کردن، نظارت کردن بر، سرپرستى کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر