واژههای فارسی←کردن بر - مباشرت -فرهنگ آریانپورکردن بر - مباشرت -#۱۵۸٬۹۴۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱oversee(past: oversaw ; past participle: overseen) ـ سرکشى کردن به، مباشرت کردن بر، سرپرستى کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر