فرهنگ آریانپور
کردن - ولگردی -
#۱۵۸٬۸۵۰
hull
پوست، قشر، پوست میوه یا بقولات، کلبه، خانه رعیتى، تنه کشتى، لاشه کشتى، پوست کندن، ولگردى کردن
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن
lout
سرفرود آوردن، آدم بى دست و پا، آدم نادان و نفهم، بیشعور دانستن، ریشخند کردن، نفهمى نشان دادن، ولگردى کردن
mooch
ولگردى کردن، تلکه کردن
tramp
ولگرد، آسمان جل، خانه به دوش، با صدا راه رفتن، پیاده روى کردن، با پا لگد کردن، آواره بودن، ولگردى کردن، آواره، فاحشه، آوارگى، ولگردى، صداى پا
saunter
ولگردى کردن، پرسه زدن، گردش
vagabond
ولگرد، ولگردى کردن، در به در، خانه به دوش، بیکاره
gallivant
ولگردى کردن، عشق بازى کردن، لاس زدن، سفر کردن