فرهنگ آریان‌پور

کردن - ول -

#۱۵۸٬۸۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

lax

لخت، سست، شل، سهل انگار، اهمال کار، لینت مزاج، شل کردن، ول کردن، رها کردن

۲

let

(past: let ; past participle: let) ـ گذاشتن، اجازه دادن، رها کردن، ول کردن، اجاره دادن، اجاره رفتن، درنگ کردن، مانع، انسداد، اجاره دهى

۳

leave

(past: left ; past participle: left) ـ برگ دادن، جوانه زدن، باقى گذاردن، رها کردن، ول کردن، گذاشتن، دست کشیدن از، رهسپار شدن، عازم شدن، ترک کردن برگ درخت، اجازه، اذن، مرخصى، رخصت

۴

desert

بیابان، دشت، صحرا، شایستگى، استحقاق، سزاوارى ول کردن، ترک کردن، گریختن

۵

discard

دور انداختن، ول کردن، دست کشیدن از، متروک ساختن

۶

forsake

(past: forsook ; past participle: forsaken) ـ ول کردن، ترک، رها کردن، انکار کردن

۷

forsaken

واگذاشتن، ول کردن، ترک کردن، ترک گفتن، دست کشیدن از

۸

relinquish

ول کردن، ترک کردن، چشم پوشیدن

۹

give up

منصرف شدن، ول کردن، ترک کردن، تسلیم کردن، دست برداشتن از