فرهنگ آریان‌پور

کردن - وانمود -

#۱۵۸٬۸۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

fake

تقلید، جعل، حلقه کردن، پیچیدن، جا زدن، وانمود کردن

۲

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۳

feign

وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن

۴

feint

وانمود، نمایش دروغى، تظاهر، خدعه، فریب، (علوم نظامى) حمله خدعه آمیز، وانمود کردن

۵

affect

اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به

۶

assume

فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن

۷

possum

(opossum =) ـ (جانور شناسى) صاریو، وانمود کردن

۸

dissemble

تلبیس کردن، تدلیس کردن، پنهان کردن، وانمود کردن، بهانه کردن، نادیده گرفتن

۹

lead on

تشویق و ترغیب کردن، مشتبه کردن، وانمود کردن