فرهنگ آریانپور
کردن - وانمود -
#۱۵۸٬۸۲۶
fake
تقلید، جعل، حلقه کردن، پیچیدن، جا زدن، وانمود کردن
look
نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن
feign
وانمود کردن، به خود بستن، جعل کردن
feint
وانمود، نمایش دروغى، تظاهر، خدعه، فریب، (علوم نظامى) حمله خدعه آمیز، وانمود کردن
affect
اثر، نتیجه، احساسات، برخورد، اثر کردن بر، تغییر دادن، متاثر کردن، وانمود کردن، دوست داشتن، تمایل داشتن (به)، تظاهر کردن به
assume
فرض کردن، پنداشتن، گرفتن، به خود گرفتن، به خود بستن، وانمود کردن، تظاهر کردن، تقلید کردن، بعهده گرفتن، تقبل کردن، انگاشتن
possum
(opossum =) ـ (جانور شناسى) صاریو، وانمود کردن
dissemble
تلبیس کردن، تدلیس کردن، پنهان کردن، وانمود کردن، بهانه کردن، نادیده گرفتن
lead on
تشویق و ترغیب کردن، مشتبه کردن، وانمود کردن