فرهنگ آریانپور
کردن - همراهی -
#۱۵۸٬۷۸۸
squire
همراهى کردن، عنوانى مثل آقا، ملاک عمده، ارباب، سلحشور
accompany
همراهى کردن، همراه بودن (با)، سرگرم بودن (با)، مصاحبت کردن، ضمیمه کردن، جفت کردن، توام کردن، (موسیقى) دم گرفتن، صدا یا ساز را جفت کردن (با)
companion
همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن
go along
همراه رفتن، همراهى کردن، (مجازى) موافق بودن