فرهنگ آریان‌پور

کردن - همراهی -

#۱۵۸٬۷۸۸

معنی‌های انگلیسی
۱

squire

همراهى کردن، عنوانى مثل آقا، ملاک عمده، ارباب، سلحشور

۲

accompany

همراهى کردن، همراه بودن (با)، سرگرم بودن (با)، مصاحبت کردن، ضمیمه کردن، جفت کردن، توام کردن، (موسیقى) دم گرفتن، صدا یا ساز را جفت کردن (با)

۳

companion

همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن

۴

go along

همراه رفتن، همراهى کردن، (مجازى) موافق بودن