فرهنگ آریانپور
کردن - هرس -
#۱۵۸٬۷۸۰
lop
تلاطم، متلاطم شدن، شاخه هاى خشک را زدن، هرس کردن، چیدن، زدن (موى و غیره)، دست یاپاى کسى را بریدن، با تنبلى حرکت کردن، شلنگ برداشتن
prune
هرس کردن، (گیاه شناسى) آلو، گوجه برقانى، آلو بخارا، آراستن، سرشاخه زدن
rogue
آدم دغل، رند، ناقلا، بذله گو، هرس کردن، از علف هرزه پاک کردن، حیوان عظیم الجثه سرکش، اسب چموش، گول زدن، رذالت و پستى نشان دادن
pollard
جانور بى شاخ، درخت هرس شده، سبوس، هرس کردن