فرهنگ آریانپور
کردن - هدایت -
#۱۵۸٬۷۷۵
Lead
[n]: سرب - (Pb)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 82 و جرم اتمى 207.2 گرم بر مول (past: led ; past participle: led) ـ سرب پوش کردن، سرب گرفتن، با سرب اندودن، سوق دادن، منجر شدن، رهبرى کردن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، بر آن داشتن شاقول گلوله، رنگ سربى، پیش افت، تقدم، راهنمایى، رهبرى، هدایت، سرمشق، راه آب، مدرک
rede
مشورت، پند، تدبیر، مشورت دادن، حدس زدن، هدایت کردن، واقعه، جریان، وقوع، مصلحت
steer
راندن، بردن، راهنمایى کردن، هدایت کردن، گوساله پروارى، رهبرى، حکومت، اداره کردن
direct
مستقیما، سر راست، یکراست، بى درنگ
conduct
رفتار، سلوک، هدایت کردن، بردن، اداره کردن
convect
انتقال یافتن (میکرب و غیره)، هدایت کردن
navigate
کشتیرانى کردن، هدایت کردن (هواپیما و غیره)، طبیعت، ذات، گوهر، ماهیت، خوى، آفرینش، گونه، نوع، خاصیت