فرهنگ آریانپور
کردن - نوسان -
#۱۵۸٬۷۵۵
jib
بادبان سه گوش جلو کشتى، لب زیرین، دهان، حرف، آرواره، نوسان کردن، واخوردن، پس زنى، وقفه
rock
تکان نوسانى دادن، جنباندن، نوسان کردن، سنگ، تخته سنگ یا صخره، سنگ خاره، صخره، جنبش، تکان
waver
متزلزل شدن، فتور پیدا کردن، دو دل بودن، تردید پیدا کردن، تبصره قانون، نوسان کردن
vibrate
ارتعاش داشتن، جنبیدن، نوسان کردن، لرزیدن، تکان خوردن
fluctuate
نوسان داشتن، روى امواج بالا و پایین رفتن، ثابت نبودن، موج زدن، بى ثبات بودن، با و پایین رفتن، نوسان کردن
oscillate
نوسان کردن، تاب خوردن، از این سو به آن سو افتادن، مردد بودن
vacillate
دودل بودن، دل دل کردن، تردید داشتن، مردد بودن، نوسان کردن، جنبیدن، تلوتلو خوردن