فرهنگ آریان‌پور

کردن - نهی -

#۱۵۸٬۷۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

interdict

قدغن، تحریم، منع، جلوگیرى، ممنوعیت، نهى، حکم بازداشت، حکم نهى، حکم ادارى، بازداشتن، محجور کردن، نهى کردن

۲

proscribe

تبعید کردن، ممنوع ساختن، تحریم کردن، نهى کردن، بد دانستن، بازداشتن از

۳

interdiction

نهى کردن، جلوگیرى