فرهنگ آریانپور
کردن - نگهداری -
#۱۵۸٬۷۳۶
keep
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
ward
نگهبان، سلول زندان، اتاق عمومى بیماران بسترى، صغیرى که تحت قیومت باشد، محجور، نگهدارى کردن، توجه کردن
upkeep
نگهدارى، تعمیر، نگهدارى کردن، هزینه نگهدارى و تعمیر، مرمت
protect
حفاظت کردن، حمایت کردن، حراست کردن، نیکداشت کردن، نگهدارى کردن، حفظ کردن
conserve
نگهدارى کردن، از صدمه محفوظ داشتن، کنسرو تهیه کردن، کنسرو
maintain
نگهدارى کردن، ابقا کردن، ادامه دادن، حمایت کردن از، مدعى بودن، نگهداشتن، برقرار داشتن
patronize
رئیس وار رفتار کردن، تشویق کردن، نگهدارى کردن، مشترى شدن