فرهنگ آریان‌پور

کردن - نگهبانی -

#۱۵۸٬۷۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

guard

نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن

۲

chaperon

شخصى که همراه خانم هاى جوان مى رود، نگهبان یا ملازم خانم هاى جوان، نگهبانى کردن، همراه دختران جوان رفتن (براى حفاظت آنها)، اسکورت

۳

sentinel

نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن

۴

chaperone

شخصى که همراه خانم هاى جوان مى رود، نگهبان یا ملازم خانم هاى جوان، نگهبانى کردن، همراه دختران جوان رفتن (براى حفاظت آنها)، اسکورت