فرهنگ آریانپور
کردن - نقل -
#۱۵۸٬۷۲۸
tell
(past: told ; past participle: told) ـ گفتن، بیان کردن، نقل کردن، فاش کردن، تشخیص دادن، فرق گذاردن، فهمیدن
quote
نقل قول کردن، ایراد کردن، مظنه دادن، نقل بیان کردن، نقل کردن، نشان نقل قول
convey
رساندن، بردن، حمل کردن، نقل کردن
relate
باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن
account
شمردن، حساب کردن، محاسبه نمودن، (حق) حساب پس دادن، ذکر علت کردن، تخمین زدن، دانستن، نقل کردن حساب، صورت حساب، گزارش، بیان علت، سبب، شرح، مسئول بودن
transcribe
آوانویسى کردن، رونویس کردن، رونوشت برداشتن، نقل کردن، رونویسى کردن