واژههای فارسی←کردن - نزدیک -فرهنگ آریانپورکردن - نزدیک -#۱۵۸٬۶۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱aggressنزدیک شدن، نزدیک کردن، حمله کردن (به)، مبادرت کردن (به)۲approximateتقریباواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر