فرهنگ آریان‌پور

کردن - نرم -

#۱۵۸٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

mash

خیسانده ى مالت، خمیر نرم، خوراک همه چیز درهم، درهم و برهمى، نرم کردن، خرد کردن، خمیر کردن، شیفتن، مفتون کردن، لاس زدن، دلربایى

۲

fluff

کرک، خواب پارچه، مو هاى نرم و کوتاه اطراف لب و گونه، کرکدار شدن، نرم کردن، اشتباه کردن، خبط کردن، پف، باد کردگى

۳

loosen

شل کردن، لینت دادن، نرم کردن، سست کردن، از خشکى در آوردن

۴

jellify

به شکل لرزانک در آوردن، ژله مانند کردن، نرم کردن، شل کردن، مثل ژله شدن

۵

humanize

انسانى کردن، انسان شدن، واجد صفات انسانى شدن، با مروت کردن، نرم کردن

۶

levigate

سبک، نرم، صیقلى، نرم کردن، سائیدن، خمیر کردن، صاف و صیقلى کردن

۷

modulate

تلقیق کردن، سوار کردن، تعدیل کردن، میزان کردن، به مایه درآوردن، زیروبم کردن، برابرى کردن، مطابق کردن، (موسیقى) یک پرده یا مقام، تغییرپرده و مقام دادن، تحریر دادن، تنظیم کردن، ملایم کردن، نرم کردن، با آواز خواندن، تلحین کردن، (برق) فرکانس و نوسانات امواج الکتریکى را تغییر دادن، میزان کردن رادیو

۸

intenerate

نرم کردن، لطیف کردن، حساس کردن

۹

inteneration

نرم کردن