فرهنگ آریان‌پور

کردن - ناجور -

#۱۵۸٬۶۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

indispose

(معنى مجازى) نا مناسب کردن، ناجور کردن، مریض کردن، بیمار ساختن، بى میل کردن، آماده ساختن

۲

disharmonize

ناجور کردن، ناموزون کردن، ناموزون شدن