فرهنگ آریانپور
کردن - موجدار -
#۱۵۸٬۶۴۲
crisp
مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته
ruffle
موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم
sinuate
(در مورد برگ) داراى حاشیه موجى، موجى، موجدار، کنگره کنگره، موجدار کردن
corrugate
چین دادن، موجدار کردن، راه راه کردن