فرهنگ آریان‌پور

کردن - موجدار -

#۱۵۸٬۶۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

crisp

مجعد شدن، موجدار کردن، حلقه حلقه کردن، چیز خشک و ترد، ترد، سیب زمینى برشته

۲

ruffle

موجدار کردن (مثل باد بر آب)، بر هم زدن، ناصاف کردن، ناهموار کردن، ژولیده کردن، گره زدن، برآشفتن، تلاطم

۳

sinuate

(در مورد برگ) داراى حاشیه موجى، موجى، موجدار، کنگره کنگره، موجدار کردن

۴

corrugate

چین دادن، موجدار کردن، راه راه کردن