فرهنگ آریان‌پور

کردن - موازنه -

#۱۵۸٬۶۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۲

equilibrate

موازنه کردن، به حال تعادل درآوردن، متعادل کردن، متعادل شدن

۳

equiponderate

هم وزن بودن، موازنه کردن، هم وزن کردن

۴

counterbalance

وزنه تعادل، پارسنگ، (مجازى) برابرى کردن، خنثى کردن، موازنه، موازنه کردن