فرهنگ آریان‌پور

کردن - منکوب -

#۱۵۸٬۶۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

whelm

چپه کردن، غرق کردن، احاطه کردن، منکوب کردن

۲

suppress

موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن

۳

subjugate

تحت انقیاد در آوردن، مطیع کردن، منکوب کردن

۴

pt down

نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن