فرهنگ آریانپور
کردن - منکوب -
#۱۵۸٬۶۲۴
whelm
چپه کردن، غرق کردن، احاطه کردن، منکوب کردن
suppress
موقوف کردن، توقیف کردن، فرو نشاندن، خواباندن، پایمال کردن، مانع شدن، تحت فشار قرار دادن، منکوب کردن
subjugate
تحت انقیاد در آوردن، مطیع کردن، منکوب کردن
pt down
نوشتن، کنار گذاردن، خوار و خفیف کردن، منسوخ کردن، از بین بردن، به زور به چیزى خاتمه دادن، متوقف ساختن، هرز آب ساختن، منکوب کردن