واژههای فارسی←کردن - منقطع -فرهنگ آریانپورکردن - منقطع -#۱۵۸٬۶۱۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱disruptمنقطع کردن، درهم گسیختن۲interruptوقفه، ایجاد وقفه، گسیختن، حرف دیگرى را قطع کردن، منقطع کردنواژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر