واژههای فارسی←کردن - منقسم -فرهنگ آریانپورکردن - منقسم -#۱۵۸٬۶۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dispartجدا کردن، شکافتن، منقسم کردن، جداشدن، تقسیم شدن، هدف گیرى کردن (تفنگ)واژههای نزدیک در الفباکربنی سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربنی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربوهیدراتمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربیدمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیکربید سیلیکنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر