فرهنگ آریانپور
کردن - منقرض -
#۱۵۸٬۶۱۶
overthrow
(past: overthrew ; past participle: overthrown) ـ بر انداختن، به هم زدن، سرنگون کردن، منقرض کردن، مضمحل کردن، موقوف کردن، انقراض
extinguish
خاموش کردن، خفه کردن، فرو نشاندن، کشتن، منقرض کردن
exterminate
برانداختن، بکلى نابود کردن، منهدم کردن، منقرض کردن، دفع آفات کردن