فرهنگ آریانپور
کردن - منع -
#۱۵۸٬۶۰۸
nix
حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر
forbid
(past: forbade, forbad ; past participle: forbidden) ـ قدغن کردن، منع کردن، بازداشتن، اجازه ندادن ملعون، مطرود
forfend
(forefend =) ـ دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن
inhibit
منع کردن، جلوگیرى کردن، باز داشتن و نهى کردن، مانع شدن، از بروز احساسات جلوگیرى کردن
refrain
برگردان، خود دارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن
forefend
(forfend =) ـ (forefend =) ـ دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن
prohibit
منع کردن، ممنوع کردن، تحریم کردن، نهى
withhold
(past: withheld ; past participle: withheld) ـ دریغ داشتن، مضایقه داشتن، خوددارى کردن، منع کردن، نگاه داشتن