فرهنگ آریان‌پور

کردن - منحل -

#۱۵۸٬۵۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

disband

بر هم زدن، منحل کردن، متفرق کردن یا شدن

۲

dissolve

آب کردن، حل کردن، گداختن، فسخ کردن، منحل کردن

۳

dismantlement

منحل کردن، پیاده کردن (ماشین آلات)